معرفی کتاب پیامبر بیمعجزه
کتاب پیامبر بیمعجزه نوشتهی محمدعلی رکنی، داستان روحانی باکمالاتی است که باید برای برگزاری روضه به یکی از روستاها برود، اما در بین راه توسط آشوبگران ربوده میشود و این گرفتاری شروع اتفاقات پر افت و خیزی است.
دربارهی کتاب پیامبر بیمعجزه:
سید حمید یکی از روحانیان شناخته شده و مبلغی است که در ایام محرم به همراه همسرش برای برگزاری روضهای باید به یکی از روستاها بروند. او در طی مسیر توسط یک سری اشرار دزدیده میشود. این دوران حبس برای سید حمید درسهای بزرگی داشت، زیرا او متوجه میشود که فقط در بند این انسانهای انتقامجو نیست، بلکه گرفتاری اصلی او نفسش است. آری این روحانی باکمالات به دنبال راهی میگردد تا از حصار نفسانیاش آزاد شود و به سوی روشنایی قلب و روح حرکت کند.
کتاب پیامبر بیمعجزه برای چه کسانی مناسب است؟
اگر به داستانهای مذهبی و فلسفی علاقهمند هستید، مطالعهی این داستان به شما پیشنهاد میشود.
در بخشی از کتاب پیامبر بیمعجزه میخوانیم:
با اجازهی قادر دویده بود توی تاریکی، کنار بوتهی خار. بیاختیار داستان مرد ثروتمند و بهلول از ذهنش گذشته بود. مرد به بهلول گفته بود حاضر است نیمی از ثروتش را بدهد تا شاشبند نشود. بهلول و مرد ثروتمند دستمایهی منبرهایش بود در کماهمیتی دنیا و مافیها؛ اما هیچوقت مثل امشب کنار بوتهی خار، معنای داستان را مزه نکرده بود.
قادر پیشازآنکه درِ اتاقک را باز کند، چراغقوّه را از بغل دیوار برمیدارد. روشن میکند و به بازی، نور روی دیوار میتاباند و یکباره میاندازد توی چشمهای سیّد. چشم مچاله میکند. نور را روی دستگیرهی آهنی در میاندازد:
_ داستانت داره جالب میشه آ. مثل داستان زندگی من، میتونستم نیارمت ولی باهات کار دارم؛ یعنی سرنوشتت برام جالب شده.
در شیشه ندارد و گونی پیچ شده. عبا را دور خودش میپیچد و عقب قادر میرود تو. بازی نور روی چهار گوسفندی است که از زور سرما چپیدهاند بیخ هم. چشمانشان باز است و بیاهمیت به سیّد و قادر، دیوار روبهرو را نگاه میکنند.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.